حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

407

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

خوارزمشاه درست معلوم نيست بچه علّت شيخ مجد الدّين را در سال 612 كشت و اين حركت تركان خاتون و مردم خوارزم را سخت نسبت بسلطان خشمناك ساخت و روحانيّون بيش از پيش بدشمنى با او قيام كردند و در نتيجه همين حركات بود كه سلطان محمّد با نداشتن انتظامات لشكرى صحيح حتّى نتوانست برعاياى تابعهء خود در دفاع تاج‌وتخت خويش تكيه كند و با آن همه شوكت و عظمت به آن سهولت مغلوب و منكوب جمعى از اقوام صحراگرد تاتار گردد . 7 - جلال الدّين منكبرنى ( 617 - 628 ) سلطان محمّد از زنان متعدّد خود چند پسر داشت كه مشهورترين آنها چهارند : جلال الدّين منكبرنى ارشد اولاد سلطان كه غالبا با خوارزمشاه همراه بود غياث الدّين كه بر كرمان حكومت ميكرد ، ركن الدّين والى عراق و اوزلاغ شاه كه به علت عناد تركان خاتون با جلال الدّين سلطان او را باصرار مادر بوليعهدى اختيار كرده بود . در موقعى كه خوارزمشاه از جلوى سپاهيان چنگيز بعراق گريخت جلال الدّين و غياث الدّين و ركن الدّين هر سه به خدمت پدر پيوستند و سلطان در جزيرهء آبسكون جلال الدّين را بجانشينى خود نامزد كرد و دو برادر ديگر را بقبول فرمان او واداشت و در اين تاريخ هنوز پاىتخت خوارزم بدست چنگيز نيفتاده بود . پسران خوارزمشاه از مازندران بخوارزم آمدند و چون سلطنت جلال الدّين اعلان شد تركان طرفدار تركان خاتون و اوزلاغ شاه كه مادر او نيز قبچاقى بود زير اين‌بار نرفتند و درصدد قتل جلال الدّين برآمدند . جلال الدّين بخراسان گريخت و پس از آنكه در نزديكى شهر نسا بر يك عدّه از مغول غالب شد چون لشكر حسابى نداشت بهرات رفت .